الشيخ علي المشكيني

119

تفسير روان (فارسى)

مضمون اوّل آن كه مُصدّر است به نام خداوند بسيار بخشندهء مهربان به بندگان . مضمون دوم آن كه : أَلَّا تَعْلُواْ عَلَىَّ . . . : بر من برترى مجوييد و همگى در حالى كه تسليم امر من باشيد به نزد من آييد . لطيفه : اين كلام در نهايت اختصار ، كمال دلالت بر مقصود را دارد ؛ زيرا مشتمل است بر بَسْمَله كه دالّ بر ذات صانع و صفات كماليهء اوست صريحاً يا التزاماً ، و نهى از ترفع و تكبر است كه اصل رذايل است ، و امر به اسلام كه جامع فضايل است . و القاى كتاب بر بلقيس از اعظم دلالالت بر رسالت سليمان و اقامهء حجّت بر او باشد . ( آيهء 32 ) قَالَتْ يأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ أَفْتُونِى فِى أَمْرِى مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ لغت : إفتاء در اين جا به معنى نظر دادن و اظهار نظر كردن است . تفسير : چون قوم او بر مضمون نامه مطلع گرديدند ، پريشان حال و مضطرب شدند و بلقيس با آنها در مقام استشاره درآمده : قَالَتْ يأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ أَفْتُونِى فِى أَمْرِى : گفت : اى گروه اشراف و بزرگان ، مرا در كارم نظر دهيد و آنچه در اين باب صلاحديد شما باشد با من بگوييد . مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ : زيرا من هيچ گاه پيش از آن كه شما در نزد من حضور يابيد فيصله‌دهندهء كارى نبوده‌ام .